• 247

خشم پاسخی طبیعی است به احساس مورد حمله قرار گرفتن، فریب خوردن، دلسردی و یا مواجه با بی‌عدالتی. همه‌ی افراد گاهی عصبانی می‌شوند - در واقع این بخشی از انسان بودن ماست. خشم همیشه هیجان "بدی" نیست و در مواقعی می‌تواند برای ما مفید باشد. برای مثال تجربه خشم در مورد بعضی موضوعات می‌تواند:

  • به ما کمک کند مشکلات و یا موضوعاتی را که به ما آسیب می‌زنند شناسایی کنیم
  • به ما انگیزه دهد تا تغییر دهیم

به ما کمک کند تا در مواقع خطر، با انرژی مضاعفی که ایجاد می‌کند از خودمان محافظت کنیم.

خشم تنها زمانی تبدیل به مشکل می‌شود که برای شما یا اطرافیانتان آسیب زننده باشد در مواقعی که:

  •  دایماً خشم خود را با نشان دادن رفتارهای مخرب و غیرمفید ابراز کنید
  • بروز خشم اثر منفی بر سلامت کلی روانی و جسمی شما داشته باشد

اگر نحوه رفتار شما در موقعیت‌هایی که هیجان خشم را تجربه می‌کنید، باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی شخصی یا نحوه ارتباط تان با دیگران شده است، آموختن روش‌هایی برای مدیریت خشم و توجه بیشتر به گزینه‌های درمانی و حمایتی می‌تواند برای شما بسیار مفید باشد.

"انگار که گلوله‌ای از آتش در سینه‌ی من زبانه می‌کشد و هنگامی که از دهان من پرتاب می‌شود تمام انسان‌های اطراف من را می‌سوزاند."

اینکه شما در هنگام بروز خشم چگونه آن را ابراز می‌کنید، بستگی به میزان توانایی شما در شناسایی و کنار آمدن با احساساتتان دارد و اینکه شما یاد گرفته‌اید چگونه آن را نشان دهید. بروز خشم در افراد مختلف به یک شکل نیست،

 برای مثال چند نمونه از بروز غیرمفید خشم که ممکن است شما آموخته باشید نشان دهید عبارت‌اند از:

  • واکنش بیرونی همراه با پرخاشگری و خشونت_ مثل فریاد زدن، ناسزا گفتن، کوبیدن در شکستن یا پرت کردن اشیا و نیز خشونت جسمی یا توهین کلامی و تهدید دیگران.
  • واکنش معطوف به خود پرخاشگری_ مثل گفتار درونی که از خود متنفرید، نادیده گرفتن خود و نیازهای مهم خودتان (مثل غذا یا چیزهایی که می‌تواند شما را خوشحال کند)، محروم کردن خود از ارتباط با دنیایی بیرونی و خودآزاری.
  • واکنش بدون خشونت یا پرخاشگری منفعلانه_ مثل بی‌توجهی کردن به اطرافیان و صحبت نکردن با آن‌ها، انجام ندادن وظایف و مسئولیت‌ها یا عامدانه اخلال در انجام کارها و یا به تعویق انداختن آن‌ها، همچنین بروز خشم خود با طعنه و کنایه بدون اینکه ظاهراً خود را خشمگین یا عصبی نشان دهید.

اگر شما متوجه شدید که نحوه بروز خشمتان بیرونی و با پرخاشگری و خشونت همراه است، این موضوع می‌تواند برای اطرافیان شما بسیار مخرب و آسیب زننده باشد_ به ویژه کودکان؛ و نیز عواقب بسیار جدی داشته باشد: ممکن است موقعیت شغلی شما را به خطر بیندازد یا تبعات قانونی داشته باشد. در این شرایط بهتر است که از یک متخصص کمک بگیرید.

با وجود این، حتی اگر هیچ‌گاه خشم شما تبدیل به خشونت و پرخاشگری بیرونی نشده و صدای شما هرگز بلند نشده، ممکن است بعضی از واکنش‌های ناسالم خشم را در خود شناسایی کرده باشید که برای شما دردسرهایی ایجاد کرده است.

خشم یک مشکل برای سلامت روانی ما نیست- بخش طبیعی از حیات ماست. با وجود این:

  • خشم می‌تواند سلامت روانی را به خطر بیندازد و مشکلات کنونی را بدتر کند. برای مثال، اگر شما اغلب برای کنترل احساس خشم خود در تقلا هستید، این موضوع می‌تواند برای شما بسیار تنش زا و همچنین اثر منفی بر اعتماد به نفستان داشته باشد. این مسایل سوق دادن شما را به تجربه‌های ناخوشایندی مثل افسردگی، اضطراب، مشکلات تغذیه و آسیب به خود را تسهیل می‌کند. همچنین می‌تواند موجب بروز اختلالات خواب و حتی مصرف بدون تجویز مسکن‌ها و الکل شود.
  • خشم ممکن است نشانه‌ای از بعضی اختلالات روانی باشد، برای مثال اگر شما مبتلا به اختلال شخصیت مرزی باشید یا اختلال شخصیت دیگری، سایکوز یا پارانویا (به ویژه اگر شما به شدت احساس مورد تهدید بودن می‌کنید)، بسیار محتمل است که اغلب احساس عصبانیت شدید داشته باشید و کنار آمدن بااحساس خشم برایتان بسیار دشوار باشد.

"خشم من اغلب به دنبال دوره‌ای از افسردگی بروز می‌کند، بیزاری از خود و قطع ارتباط با اطرافیان. من از خودم متنفرم و بارها به خودکشی فکر کرده‌ام."

تجربه شدید خشم به صورت مرتب یا برای مدتی طولانی نیز می‌تواند سلامت جسمی را به خطر بیندازد و در انواع بیماری‌ها نقش داشته باشد مثل:

  • سرماخوردگی و آنفلوانزا
  • مشکلات دستگاه گوارشی
  • فشارخون بالا

 

 اگر شما به طور مرتب افکار مزاحم و ناراحت‌کننده خشونت‌آمیز به سراغتان می‌آید که ناخواسته‌اند و توانایی کنترل آن‌ها را ندارید  (مثل فکر و نگرانی راجب اینکه شاید به دیگران آسیب برسانید و یا ارتکاب قتل و تعرض جنسی...)، می‌تواند نشانه‌ای از اختلال وسواسی-جبری باشد نه خشم.

تجربه افکاری نظیر این می‌تواند بسیار اضطراب زا و دلهره‌آور باشد اما مهم است به یاد داشته باشید که: تنها به این خاطر که این‌گونه افکار به سراغتان می‌آید به معنی عمل کردن مطابق آن‌ها نیست.